![]() |
خیلی وقته که آیینه ها با دل آیینه اشو کنار هم نبودن و از هم بی خبر بودن من و رویا و زهرا تمام سعی مون کردیم که زودتر بتوانیم دوباره یه جلسه ای داشته باشیم و هر دفعه به دلیل اینکه نمی دونستم کجا برگزار کنیم این وعده به تعویق می افتاد.
با انجمن نویسندگان کودک و نوجوان نامه نگاری کردم و به پیشنهاد دوست همیشگی آیینه آقای مهدی حجوانی که از اعضای هیئت رئیسه انجمن نویسندگان کودک و نوجوان هستن کافه شاپ ادبی کانون نویسندگان که صندلی لهستانی داره و یه فضای گرم و صمیمی، وقتی با رویا و زهرا مشورت کردیم و به این نظر رسیدم که با بی جا که گیرباگیر ما شده و نمی دونم کجا جلسه برگزار کنیم پیشنهاد خوبی و بعد از صحبت با آقای مهدی طهوری مدیر کافی شاپ صحبت کردم و استقبال کرد که جلسه رو اونجا برگزار کنیم و خیلی گرم و صمیمی برخورد کرد به توافق رسیدم که جلسه اون جا برگزار بشه...
ایندفعه بر آن شدیم که روی پا خودم بایستمو و یه جورای مستقل شیم و به قولی آقا بالا سر نداشته باشیم البته قصد جسارت به ساحت دوستان انتشاراتی رو نداشتیم . البته لازم به ذکره که باید تشکر کنیم از دوست عزیزمون خانم باباخانی مدیر مسوول نشر مهیستان که همیشه همراه آرام و میزبان مهربان آیینه ها بودن و به خاطر یه سری از مشکلات نمی تونم اونجا جلسه برگزار کنیم یا دوست عزیزمون خانم افزار مدیر مسوول نشر افزار که آیینه با افزار شروع کرد و به دلیل برخی از مشکلات دیگه هم نمی تونم در خدمت ایشون باشیم.
آیینه ها دلم براتون تنگ شده دوست دارم دوباره کنار هم ببینمتون از اینکه کنار هم هستید دلم شاد بشه دوست دارم دوباره دوربین دستم بگیرم و از لبخندها گاه گاهتون یا اخمای که به خاطر شیطنت های من می کنید عکاسی کنم. نکنه خسیس بازی در بیارید به خاطر اینکه قراره یه قهوه بخورد ما رو تنها بذارید
دوستتون دارم.
رویا بیژنی هم توی وبلاگ آیینه شما را دعوت کرده یه سر بزنید.